محمد باقر شريعتى سبزوارى

318

تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )

خارجى ) خواهيم گذاشت نه روى علم به واقعيت خارج . پس بايد قضاوت كرد كه انسان و هر موجود زنده هيچ‌گاه از اعتبار دادن به علم ( مقابل مطلق ترديد ) بىنياز نيست و به حكم اضطرار غريزى به علم اعتبار خواهد داد ؛ يعنى صورت علمى را همان واقعيت خارج خواهد گرفت ( « اعتبار واقعيت علم » به اصطلاح اين مقاله ، و « حجيت قطع » به اصطلاح فن اصول ) . « 1 » و ازاين‌روى ما نمىتوانيم دخالت تازه‌اى اثباتاً و نفياً در اعتبار علم بكنيم . ما هيچ‌گاه نمىتوانيم اين اعتبار را از دست علم بگيريم ، زيرا هر گامى كه در اين راه برمىداريم در خط علم راه‌پيمايى نموده‌ايم و هيچ‌گاه نمىتوانيم دوباره به علم اعتبار بدهيم ، زيرا خواه و ناخواه اين اعتبار را در نخستين برخوردى كه با خارج نموده‌ايم به وى داده‌ايم و انسان نمىتواند در دايرهء زندگى خود به يك نقطه برسد ( براى نمونه ) كه از عمل به علم ، خالى بوده باشد . مثلًا يك رئيس يا هر ما فوق مىتواند گزافه‌گويى كرده به زيردست خود بگويد : « از اين پس ، در فرمان‌هاى من آن‌چه را كه علم دارى ترك گفته و موارد مشكوك را انجام ده » ، ولى باز با اين بازى به آرزوى خود ( الغاى اعتبار علم ) نخواهد رسيد ، زيرا زيردست نام‌برده اگر فرمان‌بردارى هم بكند تازه در همهء موارد عمل به شك ، به فرمان نخستين وى اطاعت علمى كرده و همهء موارد شك را نيز با علم تشخيص داده . و مثلًا انسان درموارد محذورات احتمالى ، استنكاف كرده سرباز مىزند و به عرصهء عمل وارد نمىشود و به حكم ( قاعدهء دفع ضرر محتمل ) آبى را كه به‌راستى احتمال مسموميت دارد نمىخورد ، در راهى كه احتمال چاه هست پاى نمىگذارد ، به مادّه‌اى كه احتمال انفجار دارد دست نمىزند ، ولى اين‌ها مواردى است كه انسان در سر دو راه ايستاده : يكى مقطوع الامن و ديگرى غير مقطوع و نسبت به امنيت راه ، ترديد دارد

--> ( 1 ) . در علم اصول ، قطع و تبين براى مكلف حجت است . فرار پرندگان از باز شكارى و آهوان از گرگ و شير و پلنگ دليل بر اين است كه نخست صورتى ترسيم مىكنند و با علم به اين‌كه باز يا شير و پلنگ دشمن خطرناك است ، فرار مىكنند